![]() |
![]() |
|
|
سوار قطاری می شوم که ریل هایش تا بالای ابرها کشیده شده اندسوار این قطار می شوم تا حقیقت وجودم را دریابم تا به روشنایی برسم وقتی قطارحرکت می کندنغمه ای را می شنوم سبک می شوم رفته رفته قلبم پاک می شودعطر باران را حس می کنم یک نفس عمیق می کشم چشم هایم را می شویم دستم را می برم و رنگین کمان را لمس می کنم گرمی رنگها را حس می کنم بالاتر می روم خیلی بالانوری می بینم دستم را دراز میکنم و وجودم لبریز از احساس مبهمی می شودحس میکنم به اوج رسید ه ام به اوج روشنایی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/26ساعت 15:8 توسط صبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
تورک اغلو عشق آسمانی (علیرضا) سعید شهاب (پسرمامطیر) البوم افشین هوود شاهزاده کوچولو شکوفه زهرا آرزو اگرتوباشی زندگی روشنه تنها یی های من (بهار آشنای غریبم) آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
6دانلود بهترین وبزرگترین مزرکز دانلود در ایران |
|
RSS
|