تبليغاتX
قایقی خواهم ساخت
چقدر شبیه خودت می شوی وقتی:

 دلتنگي هايت را فقط با خدا در ميان مي گذاري !
براي خوشحال بودن ، هزاران دليل خوب پيدا مي كني !
 خودت و ديگران را مي بخشي !
 به كسب روزي حلال اعتقاد داري !
 به موفقيت ديگران حسادت نمي كني ، بلكه از ديدن آن خوشحال مي شوي !
 فقط خوبي هاي ديگران را به خاطر مي سپاري !
روزت را با عبارت هاي تاكيدي شادي بخش و اميدوار كننده شروع مي كني !
"هميشه خنديدن" را به بزرگترها – فقط به بزرگترها – ياد مي دهي . زيرا :‌‌‹‹ بچه ها از تو هم بهتر مي دانند كه چگونه " هميشه بخندند " مي دانم كه خودت هم " هميشه خنديدن " را از بچه ها ياد گرفته اي ! ››


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/07ساعت 13:43  توسط صبا | 

هي ! فلاني !

 

زندگي شايد همين باشد

 

يك فريب ساده و كوچك

 

آن هم از دست عزيزي كه تو دنيا را ،

جز با او

 

و جز براي او نمي خواهي !

 

گمانم زندگي بايد همين باشد !

 

زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست

 

هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

 

صحنه پيوسته به جاست

 

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 16:21  توسط صبا | 

دلم تنگ است دلم تنگ است

 دلم اندازه حجم قفس تنگ است

 سکوت از کوچه لبریز است

صدایم خیس و بارانی است

 نمی دانم چرا در قلب من

 پاییز طولانی است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 13:19  توسط صبا | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 12:59  توسط صبا | 

خدايا توبه ام ده تا

                     نافرمانيت نكنم

و به دلم انداز

          كار نيك را و عمل بدان راو ترس ازتو را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 10:32  توسط صبا | 
 

خدا مرا قسمت تو كرد

مگر نه اينكه خدا
ترا قسمت من كرد
مي خواهم براي تو
خودم را قسمت كنم
تكه تكه
ذره ذره
تا بيشتر نگاهت كنم
و بيشتر نگاهم كني
و بيشتر كه دلت تنگ شد
سهم خودت را ببري
مي خواهم آنقدر
خودم را قسمت كنم
تا همه بگويند
"خدا" من را قسمت تو كرد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 11:48  توسط صبا | 

قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این شهر غریب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 10:37  توسط صبا | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/01ساعت 18:14  توسط صبا | 

تمام شد...

یادم می آید آن همه ادعای دوستی را...

دلم می سوزد...

چه خیال هایی داشتم...

 

* دیگر نگران هیچ کس نیستم

 

Sajjad


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/01ساعت 18:10  توسط صبا |